معنی واژه پادشانشان
5 بازدید
[ دْ / دِ نِ ] (نف مرکب) پادشاه نشاننده. نشانندهٔ شاه. آنکه کسی را به پادشاهی رساند: هم در بهار عمر بود پادشانشان هم در بهار خویش بود پادشاسیر.انوری. آن پادشانشان که ز تمکین کلک اوست هر پادشا که بر سر ملکی ممکّن است.انوری. و رجوع به پادشه نشان و پادشاه نشان شود.