معنی پاجنگ
5 بازدید
[ جَ ] (اِ مرکب) دریچه ای کوچک باشد در کوشک چنانکه به یک چشم از او بیرون نگرند. || در لهجهٔ شهمیرزاد، بز چهار و پنج سالهٔ خصی کرده که شبانان آنرا فربه کنند و توشهٔ خود بر آن نهند و همواره در میان گله باشد.
کلمات همقافیه با «پاجنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر