معنی پاتیله
5 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ) طنجیره. (فرهنگ اسدی). لوید. پاتیل خرد. پاتیلچه. فاثور. (منتهی الارب). طنجره. (اوبهی). طنجیر. تیان. پاتله. هیطله. دیگ حلواپزان : خایگان تو چو کابیله شده ست رنگ او چون کون پاتیله شده ست. طیان مرغزی.
کلمات همقافیه با «پاتیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر