معنی پابسن
5 بازدید
[ بِ / سِ ن ن / سِ ] (ص مرکب) بزادبرآمده. آنکه سنی از او گذشته باشد. - پابسن گذاشتن؛ به سنین میان جوانی و پیری رسیدن.
کلمات همقافیه با «پابسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر