معنی پابرسران
5 بازدید
[ بَ سَ ] (اِ مرکب) ذوات الاذرع الرأسیه. رده ای بزرگ از جانوران جز شاخه نرم تنان که در اطراف سر آنها تعدادی بازو که بجای اعضاء حرکتی (پاها) و وسیلهٔ شکار این جانورانند قرار دارد. سرپاییان. رأسی رجلی.
کلمات همقافیه با «پابرسران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر