معنی پاافشار
6 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) دو تختهٔ کوچک باشد بمقدار نعلین که بافندگان پای بر زبر آن نهند و چون یک پای بیفشارند نیمی از رشته ها که می بافند فرود آید و چون پای دیگر بیفشارند نیمی دیگر. و آنرا پای اوژاره و لوح پای نیز گویند: نیست بافنده او به دست افزار نه به ماکونورد و پاافشار.آذری. || جای پا در پیانو و چرخ خیاطی و غیره .
کلمات همقافیه با «پاافشار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر