معنی پائینپرستی
5 بازدید
[ پَ رَ ] (حامص مرکب) اطاعت. بندگی. خدمتکاری : بدرگاه خسرو خرامش کنم بپائین پرستیش رامش کنم.نظامی. روا باشد که با این سحر و نیرنگ به بی سنگی زنم قاروره بر سنگ کنم آنگاه با صد زیردستی کنیزان ترا پائین پرستی.امیرخسرو دهلوی.
کلمات همقافیه با «پائینپرستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر