معنی پ
17 بازدید
(حرف) پِ یا پی یا باء معقوده یا باء فارسی، نشانهٔ حرف سیم است از حروف تهجی و آن یکی از حروف شفوی است. و این حرف خاص زبان فارسی باشد و عرب آنرا ندارد و در تعریب به باء و فاء بدل شود چون اَپرویژ اَبرویز (لقب خسرو دوم) و پرگار و پالوده. فرجار و فالوذَج، و در حساب جُمل «پ» نمایندهٔ عددی نیست مگر آنکه آنرا بجای «با» گیرند لیکن نزد فارسی زبانان در حروف ابتثی فارسی سه باشد. ابدالها: --> در فارسی گاه به «باء موحده» بدل شود. چون: اَپاختر MMM باختر (مغرب) پدید MMM بادید پگاه MMM بگاه --> گاه به «فا» مبدل شود. چون: گشتاسپ MMM گشتاسف پادزهر یا پازهر MMM فادزهر یا فازهر پالیز MMM فالیز اسپند MMM اسفند گوسپند MMM گوسفند امشاسپند MMM امشاسفند سپید MMM سفید پیروزه MMM فیروزه پیل MMM فیل پارس MMM فارس پیروز MMM فیروز --> و گاه به «ج» تبدیل شود: پالیز MMM جالیز --> و گاه بدل «واو» آید. چون: چارپا MMM چاروا --> حرف «پ» در اتباع، گاه به جای حرف اول کلمهٔ نخست آید. چنانکه گویند: چرند و پرند. خرت و پرت. ترت و پرت.
کلمات همقافیه با «پ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پ» برای سرودن شعر