معنی ویژن
9 بازدید
[ ژَ ] (اِخ) ابن رستم کوهی، مکنی به ابوسهل طبری. از منجمان سدهٔ چهارم هجری و معاصر عضدالدولهٔ دیلمی است که پس از یحیی بن ابی منصور و ابن اعلم در اسلام وی موفق به رصد کواکب گشت. وفات ابوسهل در حدود سال ۴۰۵ هـ . ق. اتفاق افتاد. او راست: ۱- کتاب مراکز الاُکَر. ۲- الاصول، در هندسه، و این از کتاب اقلیدس اقتباس گردیده است. ۳- کتاب پرگار تمام، در دو مقاله. ۴- صنعت اسطرلاب با براهین، در دو مقاله. ۵- کتاب احداث نقطه ها بر خطها از طریق تحلیل نه ترتیب. ۶- کتاب در استخراج ضلع مسبع در دایره. ۷- کتاب دوایر متماسه. (نقل به تخلیص از گاهنامه). رجوع به ابوسهل (ویجن...) شود. ویژنان. (اِخ) نام بلوکی است از بخش گیلان شهرستان شاه آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «ویژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر