معنی ویلمة
4 بازدید
[ وَ لِ مْ / لُ مْ مَ ] (ع ص) (رجل...) مرد زیرک تیزفهم. (منتهی الارب). و یقال للمستجاد ویلمة؛ ای ویل لامه کقولهم: لا اب لک فرکبوه و جعلوه کالشی ء الواحد ثم الحقوه الهاء مبالغة کداهیة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). به کسر لام و ضم آن به معنی داهیة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ویلمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر