معنی ویشیده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) گسترده. (برهان) (انجمن آرا) (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). گسترده : گفت بر پرنیان ویشیده طبل عطار شد پریشیده.عنصری. || افراخته. || پیچیده. (برهان). رجوع به ویشیدن شود.
کلمات همقافیه با «ویشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر