معنی ویسبذ
6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) رئیس قبیله. (ایران در زمان ساسانیان). رئیس قریه. در ایران باستان، فرماندهان را به چهار دسته طبقه بندی کرده اند که در کتب پهلوی آثار تورفانی نیز دربارهٔ آنان مکرر ذکر شده است، و این چهار طبقه عبارتند از: رئیس خانه، رئیس ده، رئیس طائفه (ویس بذ)، رئیس کشور. (ایران در زمان ساسانیان ص ۳۱ مقدمه و ص ۱۲۰ متن).
کلمات همقافیه با «ویسبذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بذ» برای سرودن شعر