معنی ویزیتور
10 بازدید
[ تُرْ ] (فرانسوی، ص)دیدارکننده. || کسی که از طرف مؤسسات داروسازی و داروفروشی به ملاقات پزشکان رود و نمونه های داروهای جدید را به آنان ارائه دهد تا وسیلهٔ فروش آنها فراهم آید. - استاد ویزیتور؛ استادی که به دانشگاهی در کشور دیگر رود و مدتی به تعلیم و مطالعه مشغول شود. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ویزیتور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر