معنی ویزاری کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بیزاری نمودن. بیزاری کردن : ما بیزاری کنیم از ایشان چنانکه ایشان ویزاری کردند از ما. (ترجمهٔ قصه های قرآن ج ۱ ص ۳۸ از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ویزاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر