معنی ویران کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) خراب کردن : که ویران کنی تاج و گاه مرا به آتش بسوزی سپاه مرا.فردوسی. عالمی را یک سخن ویران کند روبهان مرده را شیران کند.مولوی.
کلمات همقافیه با «ویران کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر