معنی وکیف
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) وکوف. وکف. چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یعنی دروه کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به وکوف و وکف شود. || قطره قطره جاری ساختن چشم اشک را و ابر باران را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یا دروا کردن. (آنندراج). چکیدن آب از سقف و دلو و آنچ بدین ماند. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «وکیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر