معنی وکن
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) سخت رفتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || نشستن. || (اِ) مهمانی بنای نو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به وکر شود.[ وَ ] (ع اِ) آشیانهٔ مرغ. (منتهی الارب) (آنندراج). آشیانهٔ پرنده در کوه یا دیوار. (اقرب الموارد). ج، اَوْکُن، وُکْن، وُکون. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). عن الاصمعی: الوکن مأوی الطائر فی غیر عش و الوکر ما کان فی عش. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ وُ کَ ] (ع اِ) جِ وُکنة، به معنی آشیانهٔ مرغ. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به وکنة شود: لرزلرزنده غضنفر در عرین ترس ترسنده عقاب اندر وکن.ناصرخسرو.[ وُ ] (ع اِ) جِ وَکْن و آن آشیانهٔ مرغ است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). رجوع به وَکن شود.
کلمات همقافیه با «وکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر