معنی وکرة
5 بازدید
[ وَ رَ ] (ع اِ) وکر. آشیانهٔ مرغ، گو مرغ نباشد در وی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || (مص) نشستن مردم. (تاج المصادر بیهقی). || بیضه در زیر گرفتن مرغ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). خایه در زیر گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). || به آشیانه وارد شدن. (از اقرب الموارد) (آنندراج).[ وَ کَ رَ ] (ع اِ) مهمانی بنای نو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).[ وُ رَ ] (ع اِ) آبخور. || جای فرودآمدن در آب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «وکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر