معنی وژن
6 بازدید
[ وَ ژَ ] (اِ) آلودگی و کثافت. (فرهنگ نظام). کثافت و نجاست. (برهان) (آنندراج). کثافت. (انجمن آرا) (ناظم الاطباء): از آن ز زرق و ریا گشت ظاهرش طاهر که از نفاق درونت وژن نمی داند. رضی الدین نیشابوری (از انجمن آرا و فرهنگ نظام). مبدل وسن. (فرهنگ نظام). رجوع به وسن (اِ) شود.
کلمات همقافیه با «وژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر