معنی وهص
5 بازدید
[ وَ ] (ع مص) شکستن چیزی نرم و سست یا میان کاواک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). چیزی سست را شکستن. (تاج المصادر بیهقی). || سر شکستن. || سخت سپردن زیر پای و سخت بر زمین زدن و انداختن به درشتی. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). چیزی را نیک اسپردن. (تاج المصادر). || خصی کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). فعل آن از باب ضرب آید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وهص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هص» برای سرودن شعر