معنی وهرجرد
6 بازدید
[ وَ جِ ] (اِخ) ورگرد. دهی جزو دهستان حومهٔ بخش کرج شهرستان تهران در ۳ هزارگزی شمال راه شوسهٔ کرج به قزوین. سکنه ۲۵۳ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن، چغندرقند، صیفی، باغات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «وهرجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر