معنی ونجنک
6 بازدید
[ وَنْ جْ نَ ] (اِ) شاهسفرغم. (لغت نامهٔ اسدی). شاه سپرغم. (حاشیهٔ برهان قاطع). شاه اسپرم. (برهان). ریحان. (انجمن آرا) (برهان) (آنندراج). ضیمران. (برهان): ونجنک را همی نمونه کند در گلستان [ زیر هامون ] به زلف ونجنکی. خسروی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ونجنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر