معنی ونائی
4 بازدید
[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برده برهٔ بخش اشترینان شهرستان بروجرد، واقع در ده هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ اشترینان به بروجرد. سکنهٔ آن ۱۲۷۶ تن. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. ادارات دولتی و پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیلاب بالا از بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد واقع در ۱۹ هزارگزی خاور راه شوسهٔ خرم آباد به اندیمشک. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ بلارود و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. سکنهٔ آن ۵۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «ونائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر