معنی ومعة
6 بازدید
[ وَ عَ ] (ع مص) یک بار افتادن باران. (منتهی الارب) (آنندراج). الدفعة من الماء. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ومعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر