معنی ومضان
5 بازدید
[ وَ مَ ] (ع مص) ومض. ومیض. درخشیدن برق بی آنکه پراکنده گردد در ابر. (اقرب الموارد). درخشیدن بخنوه. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). رجوع به ومض شود.
کلمات همقافیه با «ومضان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر