معنی ومس
4 بازدید
[ وَ ] (ع مص) سودن چیزی را به چیزی تا پوست واگردد. (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ومس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر