معنی ومد
5 بازدید
[ وَ مَ ] (ع اِ) گرمای سخت یا گرمای سخت مع ایستادگی باد یا تری و خنکی که در شدت گرما از طرف دریا آید، یا سختی گرمای شب. (منتهی الارب) (آنندراج). ومدة. (منتهی الارب). سختی گرمای شب. (اقرب الموارد). || خشم. || (مص) به خشم شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). خشم گرفتن. (تاج المصادر بیهقی): ومد علیه غضب. (اقرب الموارد).[ وَ مِ ] (ع ص) (لیلة...) شب سخت گرم. (منتهی الارب). ومدة مثل آن است. (منتهی الارب). || خشمگین. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ومد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر