معنی ولی دشت‌بیاضی

معنی ولی دشت‌بیاضی

6 بازدید
[ وَ یِ دَ تِ بَ ] (اِخ) وی از شعرای معروف توابع قاین است، و مولد وی به سبب سپیدی خاکش دشت بیاض نامیده شده است. در غزلسرایی طبعی متین دارد. از اوست: خوش آنکه با تو دهم شرح مشکل خود را به گریه افتم و خالی کنم دل خود را به دوری تو که یارب نصیب دشمن باد بدان رسیده که راضی کنم دل خود را. او لب از ننگ سؤالم نگشاید به سخن من بدین شاد که در فکر جواب است مرا. جز این چه شکوه توانم از آن ستمگر کرد که غیر در حق من هرچه گفت باور کرد. (مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۵۰).

کلمات هم‌قافیه با «ولی دشت‌بیاضی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید