معنی ولینعمت
4 بازدید
[ وَ لی یِ نِ مَ / وَ نِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آنکه بر کسی حق نعمت دارد. نگهبان نعمت : فروغ دل و دیدهٔ مقبلان ولی نعمت جان صاحبدلان.حافظ. || بزرگ. سرور. رجوع به ولی (از ع، ص، اِ) در این معنی شود.
کلمات همقافیه با «ولینعمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر