معنی ولیدة
4 بازدید
[ وَ دَ ] (ع ص، اِ) کودک مادینه. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). دخترزاده. (مهذب الاسماء). || پرستار. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). || کنیز. (اقرب الموارد). ج، ولائد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || زن مولوده میان عرب. (منتهی الارب). المولودة بین العرب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ولیدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر