معنی ولو کردن
5 بازدید
[ وِ لَ / لُو کَ دَ ] (مص مرکب) متفرق کردن. از هم پاشیدن. پراکندن. پخش کردن. پاشیدن روی زمین.
کلمات همقافیه با «ولو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر