معنی ولود
5 بازدید
[ وَ ] (ع ص) گوسفندِ زاینده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، وُلد. (منتهی الارب). || کثیرةالولد. زن بسیارفرزند. (از اقرب الموارد). زنی که فرزندان بسیار آرد. (آنندراج) (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «ولود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر