معنی ولوج
5 بازدید
[ وَ ] (ع ص) کثیرالدخول. - خَروج ولوج؛ کثیر الدخول و الخروج. (اقرب الموارد).[ وُ ] (ع مص) لِجَة. درآمدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). به جایی درشدن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی). || والجة به کسی رسیدنَ و آن دردی است، و فعل آن مجهول استعمال شود. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ولوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر