معنی ولنگاری کردن
9 بازدید
[ وِ لِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، هرزه بودن. ول بودن. ویلان بودن. || سهل انگاری کردن. بی بندوباری کردن.
کلمات همقافیه با «ولنگاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر