معنی ولق
5 بازدید
[ وَ ] (ع مص) به شمشیر زدن. || نیزه سبک زدن. || شتافتن. || پیوسته رفتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پیوسته دروغ گفتن. (منتهی الارب). ادامه دادن به دروغ. (اقرب الموارد). || ولق الکلام؛ دبره. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ولق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر