معنی ولز
5 بازدید
[ وِ لِ زز / لِ ] (اِ صوت) از اتباع جِلِز (جِلِز و ولز). در تداول، حکایت صوت سرخ شدن و سوختن مادهٔ غذائی بر روی آتش یا در روغن گداخته. - جلز و ولز کردن؛ آوای سوختن و سرخ شدن مواد غذایی بر آتش یا در روغن گداخته. - || از ستمی یا المی یا بروز ناملایمی نالیدن. - || اظهار ناراحتی و درد کردن. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).[ وِ ] (اِخ) هربرت جرج (۱۸۶۶ - ۱۹۴۶ م.). مورخ و منتقد و داستان نویس بزرگ انگلیسی.
کلمات همقافیه با «ولز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لز» برای سرودن شعر