معنی ولدان
6 بازدید
[ وِ ] (ع اِ) جِ ولید. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). مولودها. کودکان. پسران : تا بباشند بدین رز در مهمان منند رز فردوس من است ایشان ولدان منند. منوچهری. حوران و غلمان و ولدان بر گرد وی برآمدند. (قصص الانبیاء).
کلمات همقافیه با «ولدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر