معنی ولخ
7 بازدید
[ وَ ] (ع مص) زدن به باطن کف دست. (اقرب الموارد).[ وَ لَ ] (اِخ) قلعه ای است. (انجمن آرا) (آنندراج): گر به سان قلعهٔ خیبر ولخ گشت استوار وَاندر آن چون اهل خیبر دشمنان کرده حشر. امیرخسرو دهلوی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ولخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر