معنی ولایتجوی
5 بازدید
[ وَ / وِ یَ ] (نف مرکب) جویندهٔ ولایت. جویای ولایت و فرمانروائی : اینها را که خواجه میگوید ولایت جویانند، نتوانند گذاشت تا دم زنند. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «ولایتجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر