معنی وقیعت
7 بازدید
[ وَ عَ ] (ع اِمص) غیبت مردم. (از اقرب الموارد). || ملامت و عیب گویی از عقب مردم، و غمازی. (غیاث اللغات از منتخب): زبانها به وقیعت او در مجلس سلطان روان شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). اما اگر دعاوی دروغ که خصمان ایشان بر ایشان کنند از شتم صحابه و وقیعت امهات المؤمنین و مانند این... لابد از آن تبری کنند. (نقض الفضائح ص ۱۲). || (اِ) فتنه. || جنگی که میان دو تن روی دهد. رجوع به وقیعة شود.
کلمات همقافیه با «وقیعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر