معنی وقیحه
6 بازدید
[ وَ حَ / حِ ] (از ع، ص) مؤنث وقیح. زن بی شرم : رغم این نفس وقیحه خوی را گر نپوشم رو، خراشد روی را.مولوی.
کلمات همقافیه با «وقیحه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حه» برای سرودن شعر