معنی وقدان
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) وقد. وقود. افروخته شدن آتش. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وقد و وقود شود.[ وَ قَ ] (ع مص) افروخته شدن آتش. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وقد و وقود شود.
کلمات همقافیه با «وقدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر