معنی وقتی
5 بازدید
[ وَ ] (ق) هنگامی. زمانی. (ناظم الاطباء): اگر شما را وقتی به طرف هند عزیمت و حرکتی اتفاق افتد... (سلجوقنامهٔ ظهیری چ خاور ص ۱۱ از فرهنگ فارسی معین). - وقتی که؛ هنگامی که. - تا وقتی که؛ تا زمانی که. مادام که. (ناظم الاطباء).[ وَ تی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به وقت. در برابر عددی: عادت وقتی (وقتیه).
کلمات همقافیه با «وقتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر