معنی وقاف
4 بازدید
[ وِ ] (ع مص) مواقفة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). با کسی فراایستادن در کار یا در جنگ و پیکار. (آنندراج). || ایستادن خواستن. (آنندراج) (منتهی الارب). رجوع به مواقفة شود.[ وَقْ قا ] (ع ص) درنگ و سستی کننده. || بازایستاده و پس پاشونده از کارزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وقاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر