معنی وقاص
13 بازدید
[ وَقْ قا ] (ع ص) گردن شکننده. (غیاث اللغات). || جنگجو. (غیاث) (آنندراج).[ وَقْ قا ] (اِخ) سعد وقاص. از سرداران معروف عرب که در جنگ قادسیه سردار لشکر اسلام بود: گزین سعد وقاص را با سپاه فرستاد تا رزم جوید ز شاه.فردوسی. رجوع به سعد وقاص شود.
کلمات همقافیه با «وقاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر