معنی وفه
7 بازدید
[ وَفْ هْ ] (ع مص) خادم کلیسا گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر