معنی وفادار
5 بازدید
[ وَ ] (نف مرکب) وفادارنده. کسی که در دوستی، زناشوئی یا خدمت به مردم، صادق و صمیمی باشد. باوفا. پابرجا و استوار در نگاهداشت پیمان و وفا.[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «وفادار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر