معنی وغ زدن
6 بازدید
[ وَ زَ دَ ] (مص مرکب) آواز کردن سگ. پارس کردن. عوعو کردن. || در تداول، بی آتش و سرد بر سر اجاق یا سه پایه مانده بودن. (یادداشت مرحوم دهخدا): دیگ وغ زده. || نسبت طنز و استهزاء به سخن گفتن کسی دادن.
کلمات همقافیه با «وغ زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر