معنی وغیش
9 بازدید
[ وَ ] (ص) بسیار و انبوه و فراوان باشد و استعمال آن را به غیر ذی حیات و جاندار کنند، مانند مال و عمر و باغ و خانه و ملک و املاک و غیر اینها. (برهان). وغیش بسیار بود و انبوه بر مال و بیشه (پیشه، صحاح الفرس). و هرچه گویند شاید: معذورم دارند که اندوه وغیش است اندوه وغیش من از آن جعد وغیش است. رودکی. ای دریغا که مورْدزار مرا ناگهان بازخورد برف وغیش.کسائی. || در این بیت سوزنی به معنی انبوه و پرپشت است : چو خط دست عطابخش تو به زیبایی کدام جعد مسلسل کدام زلف وغیش؟ سوزنی. مصحف این کلمه «غیش» است. در صحاح الفرس آمده: وغیش بسیار و انبوه بود و استعمال این لفظ در جانوران نشاید کرد بلکه استعمال این لفظ در مال و پیشه و عمر و امثال آن کنند سپس دو بیت (ای دریغا... و معذورم دارید...) (هر دو را به نام رودکی) ثبت کرده است. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): جزیری پر از بیشه ها بُد وغیش به بالا و پهنا دوصد میل بیش. (گرشاسب نامه). برِ راغشان نیسِتان وغیش یله شیر هر سو ز اندازه بیش.اسدی. غالیه غاشیهٔ زلف وغیش تو کشد.سوزنی. || گشاد و فراخ و پهن. || (اِ) غم و اندوه و رنج و آزردگی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وغیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر