معنی وغن
5 بازدید
[ وَ غَ ] (اِ) بازوبند. (فرهنگ اسدی). در فرهنگ اسدی لغت غن به معنی دستاورنجن آمده با شاهدی از شاعری که نامش معلوم نیست، و می نماید که حرف واو در آغاز کلمه زاید باشد. رجوع به غن شود.
کلمات همقافیه با «وغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر